مقدمه
چرخه تجاری، که منعکس کننده نوسانات فعالیت در یک اقتصاد است، می تواند یک عامل تعیین کننده حیاتی برای تعیین نوع عملکرد در روش ها و استراتژی های معاملاتی و چرخش بین سکتورهای مختلف باشد. در هر دوره یک اقتصاد، بخش هایی رونق می گیرند و بخش هایی آرام تر خواهند وبد و یا ضعیف خواهند شد، درک اینکه در کدوام دوره زمانی روی چه دارایی ای باید سرمایه گذاری و یا ترید کرد و چه استراتژی ای باید برای آن داشت قدم اول در تعیین روش های چرخش بین سکتورهای مختلف می باشد.
یک چرخه تجاری معمولی دارای یک دوره رشد اقتصادی است، به دنبال آن یک دوره کاهش رشد و سپس یک انقباض یا رکود. سپس چرخه تکرار می شود. هر چرخه تجاری به روش خود متفاوت است، اما الگوهای خاصی در با گذر زمان تمایل به تکرار دارند. نوسانات در چرخه تجاری اساساً تغییرات متمایز در نرخ رشد فعالیت اقتصادی است. این شامل 3 چرخه کلیدی - چرخه سود شرکت، چرخه اعتباری، و چرخه موجودی - و همچنین تغییرات در وضعیت اشتغال و سیاست پولی است. در حالی که رویدادها یا شوکهای کلان پیشبینینشده گاهی اوقات میتوانند یک روند را مختل کنند، تغییرات در این شاخصهای کلیدی از لحاظ تاریخی راهنمای نسبتاً قابل اعتمادی برای شناخت مراحل مختلف یک چرخه اقتصادی و تعیین بخش های برنده و بازنده هستند.
مروری بر چرخه های اقتصادی مختلف
چهار مرحله متمایز از یک چرخه تجاری معمولی وجود دارد:
مرحله اولیه چرخه: به طور کلی، بهبود و بازگشت از رکود، که با تغییر از رشد منفی به مثبت در فعالیت های اقتصادی (به عنوان مثال، تولید ناخالص داخلی، تولیدات صنعتی)، سپس یک نرخ رشد شتابان مشخص می شود. شرایط اعتباری بعد از یک دوره سیاست های پولی تسهیلی یا بسیار تسهیلی که به منظور ایجاد یک محیط سالم برای گسترش سریع حاشیه سود و رشد بالای اقتصادی تعریف شده بود، متوقف می شود. موجودی های تجاری کم است، در حالی که رشد فروش به طور قابل توجهی بهبود می یابد.
فاز میانی چرخه: معمولاً طولانیترین مرحله چرخه تجاری، چرخه میانی با نرخ رشد مثبت اما متوسطتری نسبت به مرحله اولیه چرخه مشخص میشود. فعالیت اقتصادی شتاب بیشتری می گیرد، رشد وام های صادره بیشتر می شود، و سودآوری در برابر پس زمینه سیاست پولی تطبیقی - اگرچه به طور فزاینده خنثی - سالم است. موجودی انبارها و فروش رشد می کنند و نسبت به یکدیگر به تعادل می رسند.
فاز اواخر چرخه: این مرحله نمادی از یک اقتصاد "بیش از حد گرم(رشد کرده)" است که در آستانه سقوط به سمت رکود است. معمولا رشد تورم به سطوح بالاتر و سریعتر از نرخ رشد اقتصادی، مانع از پیشرفت آن می شود. نرخهای رشد اقتصادی در برابر پسزمینه سیاستهای پولی سخت تر، محدودیتهای اعتباری بیشتر می شود زیرا بانک مرکزی برای کنترل تورم افسار گسیخته نرخ بهره را کم کم افزایش می دهند، و کاهش حاشیه سود شرکتها، به سرعت کاهش مییابد. با کاهش رشد فروش، موجودی انبارها به طور غیرمنتظره ای افزایش می یابند.
فاز رکود: به معنی انقباض در فعالیت اقتصادی است. سود شرکت ها کاهش می یابد، وام های اعتباری کمتر می شوند، زیرا بانک مرکزی برای کنترل تورم افسار گسیخته نرخ تورم را به شدن بالا برده اند. سیاست پولی اما به مرور تطبیقآمیزتر میشود و موجودیها بهتدریج با وجود سطوح پایین فروش کاهش مییابند _چون بخش های تولیدی یا فعالیت ندارند، یا فعایت آن ها به شدت پایین است) و برای دوره بعدی که بهبودی است، آماده میشوند.
عملکرد داراییهای حساس اقتصادی مانند سهام در مرحله اولیه چرخه تجاری، زمانی که رشد با نرخی شتابانگیز افزایش مییابد، قویترین دوره را تجربه می کند، سپس در سایر مراحل تعدیل میشود تا زمانی که بازده عموماً در طول رکود کاهش یابد. در مقابل، داراییهای تدافعیتر مانند اوراق قرضه خزانهداری معمولاً الگوی مخالف را تجربه میکنند و از بالاترین بازدهی نسبت به سهام در طول رکود و بدترین عملکرد خود در مرحله اولیه چرخه بهره میبرند.
اقتصاد ایالات متحده از سال 1945 تاکنون، 12 چرخه تجاری را تجربه کرده است که به صورت میانگین هر چرخه حدود 6 سال طول می کشد. متوسط چرخه های دوران رشد و بازیابی در هر دوره 5 سال و 4 ماه به طول انجامیده است، در حالی که میانگین انقباض کمی بیش از 10 ماه می باشد.
برخی از سرمایه گذاران با استفاده از آنچه "استراتژی چرخش بین بخش ها (سکتورها)ی مختلف" نامیده می شود، به دنبال کسب سود از تغییرات در چرخه تجاری هستند. استراتژی چرخش بخش مستلزم "چرخش" در داخل و خارج از بخش ها با پیشرفت زمان و حرکت اقتصاد در مراحل مختلف چرخه تجاری است.
استراتژی چرخش بین سکتورها
اجرای این استراتژی مستلزم توحه بیشتر به بخشهایی است که انتظار میرود در طول هر مرحله از چرخه تجاری رونق داشته باشند، یا امکان این را دارند که ضربه شدیدی بخورند در حالی که در دوره بعدی مستعد رش خواهند بود. هدف این استراتژی، ساختن پرتفویی است که بازدهی سرمایه گذاری را بالاتر از بازده کل بازار ایجاد کند.

Comments