
روز ۲۶ زیر سایه تشدید فضای امنیتی و بینالمللیشدن «جنگ روایتها» سپری شد: در داخل ایران گزارشها از سرکوب سنگین، فشار بر نظام درمان و تلاش سازمانیافته برای پاکسازی آثار شلیکها حکایت داشت؛ در خارج از کشور، تحرکات ایرانیان مهاجر ادامه پیدا کرد و حول مطالبات مشخصتر هماهنگتر شد؛ و در سطح دیپلماتیک، مسیر نشست اضطراری شورای حقوق بشر و اظهارنظرهای پرمخاطب در داووس، بحران ایران را در سطح اول دستورکار جهانی نگه داشت.

روز ۲۵ ام بهصورت همزمان محل تلاقی سه روند بود: (۱) تداوم سرکوب اطلاعاتی در مقیاس بزرگ، (۲) تشدید سیگنالهای ترس در داخل (اعدامها، بازداشتها، پیام «بیزمانبندی» درباره اینترنت)، و (۳) همگرایی پررنگتر بیرونی—بهویژه در اروپا—پیرامون پاسخگویی، گسترش تحریمها و حمایت از دور زدن سانسور. در کنار روایت سرکوب داخلی، دو خط خبری مرتبط با داووس بعد بینالمللی را برجسته کرد: هشدار مدیرکل آژانس درباره بنبست هستهای، و چارچوبگذاری مقامهای آمریکا که هر مسیر دیپلماتیک را مشروط به تغییر جدی رفتار تهران میدانند.

روز ۲۴ ام سه محور همزمان داشت: (۱) تداوم سرکوب نظامیسازیشده و قطع/اختلال شدید ارتباطات که راستیآزمایی مستقل را دشوار کرده است؛ (۲) افزایش فشار و توجه بینالمللی، از جمله برگزاری نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در روز جمعه؛ و (۳) افزایش «ریسک پرمیوم» جنگی در منطقه، همزمان با تقویت سامانههای دفاع هوایی/موشکی آمریکا و اعلام آمادهباش بالاتر در اسرائیل.

روز ۲۳ زیر سایه دو روند اصلی گذشت: تداوم خاموشی ارتباطات در داخل ایران و تشدید واکنشهای بینالمللی به نحوه مواجهه تهران با اعتراضات. با توجه به محدودیتهای گسترده در راستیآزمایی مستقل، آمار کشتهها و بازداشتها همچنان محل مناقشه است؛ با این حال، ترکیب قطع اینترنت، گسترش استقرار نیروهای امنیتی و پیامدهای دیپلماتیک نشان میدهد بحران وارد فاز سختتر و بینالمللیتری شده است.

تهران و چندین استان همچنان زیر آرایش سنگین امنیتی باقی ماندند؛ همزمان حکومت تلاش کرد تصویر «بازگشت به روال عادی» بسازد، در حالی که گزارشهای میدانی از تداوم سرکوب و بازداشتهای گسترده حکایت داشت. فضای اطلاعاتی همچنان محدود بود: نتبلاکس اعلام کرد قطعی/اختلال اینترنت وارد روز دوازدهم شده و فقط بازگشت محدود و بهشدت فیلترشده در برخی سرویسها دیده میشود. فشار دیپلماتیک و مشروعیتزدایی افزایش یافت: مجمع جهانی اقتصاد اعلام کرد وزیر خارجه جمهوری اسلامی در داووس حاضر نخواهد شد و به «از دست رفتن تراژیک جان غیرنظامیان در ایران» اشاره کرد. پرمیوم ریسک منطقهای بالا ماند؛ هم بهواسطه گزارشها از تحرکات دریایی آمریکا و هم تغییرات میدانی در زیرساختهای انرژی سوریه.

روز ۲۱ ام تنقلاب در نقطه تلاقی سه روند شکل گرفت: (۱) قطع تقریباً کامل اینترنت که نشانههایی از «ترک برداشتن» داشت اما بازگشت عمومی در کار نبود، (۲) تداوم فضای امنیتی و کنترل شدید بر بیمارستانها، روایتها و بازداشتها، و (۳) گسترش واکنش بینالمللی و فعالیتهای ایرانیان خارج از کشور—از تجمعهای بزرگ تا پیامهای تندتر در واشینگتن و برخی پایتختهای اروپایی. پایش نتبلاکس نشان میداد با وجود افزایش بسیار جزئی، سطح دسترسی همچنان فقط کسری از وضعیت عادی است.

روزهای ۱۹ و ۲۰ کمتر با تداوم تجمعات گسترده خیابانی و بیشتر با تلاش حکومت برای «یخکردن» وضعیت داخلی—از طریق استقرار سنگین نیروهای امنیتی، سرکوب ارتباطات و پیامهای بازدارنده—همراه بود؛ همزمان بازیگران خارجی دیپلماسی فشردهای را برای جلوگیری از سرایت بحران به سطح منطقهای پیش بردند. راستیآزمایی مستقل همچنان بهدلیل قطع طولانی اینترنت دشوار بود.

روز هجدهم در فضای امنیتیشدن گسترده، تشدید قطع ارتباطات و افزایش گمانهزنیها درباره ریسک درگیری منطقهای سپری شد؛ همزمان، روایتهای میدانی و پیامهای شهروندان از تجمعهای ناگهانی محلهمحور پس از فراخوانهای مرتبط با شاهزاده رضا پهلوی حکایت داشت. در داخل کشور، گزارشهای متعدد از فشار بر خانوادههای جانباختگان (از جمله اجبار به روایتسازی، تهدید، و اخاذی مالی برای تحویل پیکر) منتشر شد؛ در سطح بینالمللی نیز فشار دیپلماتیک و برنامهریزیهای اضطراری شتاب گرفت.

روز ۱۷ با تشدید همزمان سرکوب داخلی و سختتر شدن مواضع خارجی همراه بود. بر اساس گزارش نهادهای حقوقبشری و منابع خبری بینالمللی، شمار کشتهها و بازداشتها افزایش یافته و در عین حال، مقامهای جمهوری اسلامی از روندهای قضایی شتابگرفته و احتمال اجرای احکام سنگین سخن گفتهاند؛ در شرایطی که قطع گسترده ارتباطات همچنان امکان راستیآزمایی مستقل را محدود کرده است.

روز شانزدهم جنبش اعتراضی در ایران—که حامیان آن از آن با عنوان «انقلاب ملی» یاد میکنند—در حالی سپری شد که خاموشی ارتباطی و محدودیتهای گسترده همچنان ادامه داشت و همزمان فشارهای خارجی سرعت گرفت. در داخل، حکومت روایت «تحریک خارجی» را پررنگتر کرد و در بیرون، آمریکا و اروپا پیامهای سختتری ارسال کردند؛ در کنار آن، تجمعات ایرانیان خارج از کشور در چندین شهر بزرگ پررنگتر شد و پرچم شیر و خورشید به نماد برجسته این بسیج مردمی تبدیل شد.

یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ (۱۱ ژانویه ۲۰۲۶) به یکی از روزهای تعیینکننده در روند انقلاب ملی تبدیل شد: حضور خیابانی در شهرهای مختلف با وجود قطعی گسترده ارتباطات ادامه یافت، گزارشها از بهکارگیری خشونت مرگبار و افزایش تلفات شدت گرفت، و در سطح خارجی—از سازمان ملل تا پایتختهای غربی—لحن واکنشها صریحتر شد؛ همزمان واشینگتن نیز مسیرهای مختلف واکنش را بررسی کرد.

شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ (۱۰ ژانویه ۲۰۲۶) یکی از روزهای تعیینکننده در فاز خیابانی انقلاب ملی ایران بود: حضور گستردهتر شبانه در چندین شهر، اتکای بیشتر به ارتباطات ماهوارهای برای ارسال تصاویر به بیرون از کشور، و افزایش تمرکز بینالمللی بر سرکوب و «قطع ارتباطات» از سوی حکومت. با توجه به محدودیت شدید راستیآزمایی مستقل در شرایط قطعی اینترنت، بخش مهمی از روایت روز چهاردهم از طریق ویدیوهای پراکنده، گزارش شاهدان و شبکههای ایرانیان خارج از کشور منتقل شد—اما الگو روشن بود: ادامه بسیج خیابانی با وجود ارعاب، پهپادها و گزارشهای شلیک مستقیم.