پروندههای اپستین: اسناد واقعاً چه چیزی را درباره مانتساینای، دکتر جس تینگ و ادعای «لابی جراحی ترنسها» نشان میدهند؟
پرتال انتشار عمومیِ U.S. Department of Justice حجم عظیمی از اسناد را در دسترس گذاشته که میشود دربارهشان جستوجو و بحث عمومی کرد؛ اما همین جنس دادهها معمولاً جایی است که بعضیها از «یک تماس مستند» به «یک نظریهی بزرگِ کاملاً اثباتشده» می رسند.
بررسی دقیق تر مدارک
چیزهایی که اسناد/منابع معتبر بهروشنی تأیید میکنند
- یک ایمیل مربوط به ۲۰۱۶ وجود دارد که در آن Dr. Jess Ting به اپستین میگوید کمکهزینهی ۵۰ هزار دلاری که او برای یک پژوهش داده «به نتیجه رسیده»، سپس مینویسد مدیر جراحیِ یک برنامهی تازهی جراحی ترنس در Mount Sinai Health System شده و میپرسد آیا اپستین مایل است از یک مستند دربارهی این مرکز حمایت مالی کند یا نه.
- مانتساینای در ۲۰۱۹ رسماً اعلام کرد مبلغی معادل آنچه از اپستین و بنیادش دریافت کرده را به فعالیتهای ضد قاچاق/پیشگیری از بهرهکشی جنسی و برنامههای حمایتی مرتبط اختصاص میدهد (بدون ذکر رقم دقیق).
- گزارش اختصاصی مانتساینای دربارهی «I Am Jazz» نقل میکند که تینگ گفته بیمار از هر کسی که قبلاً در مرکز روی او عمل کرده کمسنتر است و روی سنگینی تصمیم تأکید کرده.
- تینگ به The Advocate گفته چند زنِ معرفیشده توسط اپستین را به خاطر میآورد و مدعی شده همه بزرگسال بودهاند و نگرانیِ رضایت وجود نداشته (این گفتهی تینگ است، نه تأیید مستقل همه جزئیات).
چیزهایی که تأیید نمیشوند یا در متن ها اغراقآمیز/گمراهکنندهاند
- «لابی مرتبط با تغییرات قانونی نیویورک در ۲۰۱۵»: در ایمیل ۲۰۱۶ (مستندترین قطعهای که این روایتها به آن تکیه میکنند) هیچ اشارهای به قانونگذاری، لابی، یا کمپین سیاستی وجود ندارد؛ موضوع دربارهی یک پژوهش و پیشنهاد حمایت از مستند است.
- «مرکز تخصصی برای اقدامات روی افراد زیر سن قانونی»: منابع خودِ مانتساینای نشان میدهد محل اصلی برنامهی جراحی، بیمار ۱۸ سال به بالا میپذیرد و گروههای سنی پایینتر به یک مرکز جداگانهی نوجوانان ارجاع میشوند (این بهخودیخود اثبات نمیکند هیچ نوجوانی هرگز هیچ عمل جراحیای دریافت نکرده، اما ادعای «مرکز برای مینورها» را زیر سؤال میبرد).
- ادعای «سفر به لیتل سنت جیمز با سه کودک ۸ و ۵ ساله»: من نتوانستم برای این ادعای مشخص، سند اولیهی قابلاتکا یا گزارش جریان اصلیِ معتبر پیدا کنم. تا وقتی شماره فایل/صفحه/خط از مجموعه اسناد DOJ ارائه نشود، این بخش تأییدنشده است.
- «حفظ ظاهر کودکانه برای فحشا از طریق مداخلات هورمونی»: این یک ادعای انگیزهای و تفسیری است. گزارشها نشان میدهند Robert Trivers در مدار اپستین بوده و ایمیلهایی دربارهی محورهای مرتبط با ترنسها وجود دارد، اما جهش به چنین انگیزهای در گزارشها اثبات نشده است.
- «ارتباط با خانواده پریتزکر/آرکِس بهعنوان بخشی از یک پروژه مشترک»: درباره حضور برخی افراد مانند توماس پریتزکر در مواد مرتبط با اپستین گزارشهای قابلاعتنا وجود دارد، اما اتصال آن به «تأمین مالی لابی ترنسها» یا ارتباط سازمانیافته با Arcus Foundation در منابع معتبرِ قابلبررسی برای من پشتیبانی نشد.
یک نکته مهم درباره تحریفهای رایج
- اپستین طبق گزارشها تلاش کرده رفتار مجرمانهاش را با همسانسازی با همجنسگرایی توجیه کند (در گفتوگویی گزارششده با James B. Stewart). این را باید بهعنوان خود-توجیهگری و دستکاری دید، نه «اثبات یک برابری».
پروندههای اپستین؛ اسناد درباره مانتساینای و ادعاها چه میگویند؟
انتشار عمومیِ اسناد از سوی وزارت دادگستری ایالات متحده دوباره شبکهی جفری اپستین را زیر ذرهبین برده است—بهویژه در نقاطی که پول، نهادهای پرستیژدار، و پروژههای حساس پزشکی یا دانشگاهی به هم میرسند. اما در کنار مطالب واقعاً تکاندهنده، این نوع مجموعهاسناد همچنین زمینهی سوءبرداشت را هم فراهم میکند؛ جایی که «ارتباطات مستند» به «ادعاهای بزرگ دربارهی یک امپراتوریِ یکپارچه که دستور کارهای نامرتبط را پیش میبرد» تبدیل میشود.
یکی از روشنترین مستنداتی که پشت موج فعلی ادعاها قرار گرفته، یک ایمیل در ماه مه ۲۰۱۶ است؛ در آن Dr. Jess Ting به اپستین میگوید کمکهزینهی ۵۰ هزار دلاری که پشت «پژوهش» بوده «به نتیجه رسیده»، اشاره میکند که به عنوان مدیر جراحیِ یک برنامهی جدید جراحی ترنس در Mount Sinai Health System منصوب شده، و میپرسد آیا اپستین مایل است از یک مستند دربارهی این مرکز حمایت کند یا نه. این ایمیل در ظاهر نشاندهندهی آشنایی حرفهای و درخواست حمایت مالی است—موضوعی که با توجه به سابقه اپستین جدی است—اما خودِ ایمیل بهتنهایی «لابیگری»، مهندسی قانونگذاری، یا یک توطئه سیاستی را ثابت نمیکند.
رابطه نهادیِ مانتساینای با اپستین پیش از این ایمیل هم وجود داشته، و این بیمارستان پس از بازداشت و مرگ اپستین در ۲۰۱۹ بهطور عمومی به آن واکنش نشان داد. در یک بیانیه رسمی، مانتساینای گفت مبلغی معادل آنچه از اپستین و بنیاد او دریافت کرده را به سازمانها و برنامههایی اختصاص میدهد که هدفشان پیشگیری از قاچاق انسان و حمایت از بازماندگان است—و همزمان تأکید کرد رفتار اپستین در تضاد با ارزشهای این مجموعه بوده است. نکته مهم این است که بیانیه رقم دقیق کمکها را اعلام نکرد، و همین خلأ باعث شد مفسران بعدی آن را با برآوردهای مختلف پر کنند.
جایی که بحث بیشترین التهاب را پیدا میکند، مسئلهی افراد زیر سن قانونی است. کار بالینیِ تینگ با برنامهی I Am Jazz شناختهشده شد و گزارش خودِ مانتساینای نقل میکند که تینگ احتیاط کرده، چون بیمار از هر کسی که قبلاً در مرکز روی او عمل کرده کمسنتر بوده است. این مستندات، ادعای محدودِ «اینکه دستکم یک بیمارِ پرسر و صدا در زمان برنامهریزی/درمان مربوط به جراحی، زیر سن قانونی بوده» را پشتیبانی میکند.
با این حال، جهش از این واقعیتِ مرتبط با یک برنامه واقعنما به این ادعا که «مرکزی که تخصصش جراحی کودکان است» با اسناد منتشرشدهی خودِ مانتساینای همخوانی ندارد. در بروشورِ برنامهی مانتساینای آمده که محل اصلیِ برنامه جراحی، بیمار ۱۸ سال به بالا میپذیرد و افراد کمسنتر به یک مرکز جداگانهی مخصوص جوانان هدایت میشوند. این نکته همهی پرسشها را خاتمه نمیدهد، اما ادعاهایی را که مرکز جراحی را بهطور سرراست «برای خردسالان» معرفی میکنند، تضعیف میکند.
در همین حال، یک رشتهی دیگر که در گزارشها قابل تأیید است، به فضای دانشگاهی مربوط میشود. یک گزارش منتشر شده در them.us ایمیلهایی را توصیف میکند که نشان میدهد اپستین رابرت تریورز را تشویق و تأمین مالی میکرد تا روی مسیرهایی کار کند که شامل موضوعات مرتبط با ترنسها هم میشد. این مهم است، چون نشان میدهد علاقه اپستین فراتر از پرستیژ اجتماعی بوده و تا حدی به سمت جهتدهی به برخی گفتوگوهای پژوهشی میرفته است. با این حال، این گزارش آن ادعاهای افراطیِ در گردش آنلاین—بهویژه ادعاهایی که یک راهبرد عمدی برای تسهیل بهرهکشی را القا میکنند—را اثبات نمیکند.
ادعای تحریکآمیزترین بخش—اینکه تینگ با کودکان بسیار کمسن به لیتل سنت جیمز رفته و سپس دربارهی آنچه رخ داده تلویح میشود—در سوابق قابلدسترسی که من بررسی کردم قابل تأیید نبود. اگر کسی بخواهد این را بهعنوان «واقعیت» مطرح کند، حداقل استاندارد این است که دقیقاً شماره فایل، صفحه، و خط در مجموعه اسناد DOJ را ارائه کند، و سپس آن را با گزارش مستقل هم اعتبارسنجی کند. بدون اینها، این بخش یک اتهام اثباتنشده باقی میماند.
جمعبندی: سوابقِ قابلاعتبار نشان میدهند اپستین دسترسی نامناسبی به نهادهای نخبه داشته، برخی حرفهایها بهشکلی با او تعامل کردهاند که در بهترین حالت بیملاحظه به نظر میرسد، و پول و نفوذ او هم به حوزه پزشکی و هم به حوزه دانشگاهی رسیده است. اما آنچه این سوابق—بر مبنای شواهد بالا—نشان نمیدهند، یک روایت سرراست نیست که «پروندههای اپستین ثابت میکنند یک پروژهی لابیگریِ جراحی ترنسها برای تغییر دائمی بدن کودکان وجود داشته است.» این چارچوب، چند عنصر مستند را با چند جهش بزرگِ تأییدنشده ترکیب میکند.


Comments