دور سوم درگیریهای آمریکا و ایران؛ تشدید نظامی، ریسک تنگه هرمز و پیامدهای بازار
نکات کلیدی
- بازارهای مالی در مسیر مشخص ریسکگریزی حرکت کردند، هرچند واکنش آنها منظم باقی ماند و به مرحله وحشت نرسید. نفت برنت بهشدت افزایش یافت، هزینه بیمه کشتیرانی بالا رفت، بازارهای سهام خلیج فارس تضعیف شدند و دلار آمریکا حمایت محدودی از سوی تقاضای پناهگاه امن دریافت کرد.
- ایالات متحده حملات شبانه متعددی علیه پدافند ساحلی، تأسیسات موشکی و پهپادی، سامانههای نظارتی، مراکز فرماندهی و تواناییهای دریایی ایران انجام داد.
- واشنگتن محاصره دریایی بنادر ایران را در ۱۴ ژوئیه از سر گرفت.
- ایران پاسخ خود را از اهداف نظامی مستقیم به نفتکشها، زیرساختهای کشورهای خلیج فارس و تأسیسات مرتبط با آمریکا گسترش داد.
- دو نظامی آمریکایی در اردن کشته شدند و یک نظامی دیگر نیز در عراق هنگام خنثیسازی مهمات منفجرنشده یک پهپاد ایرانی جان باخت.
- نفت برنت از ۷۶.۰۱ دلار در ۱۰ ژوئیه به حدود ۹۰ دلار در اواخر ۱۹ یا اوایل ۲۰ ژوئیه افزایش یافت.
- محتملترین سناریوی کوتاهمدت، ادامه یک تبادل نظامی محدود اما مستمر است.
- مهمترین محرکهای تشدید بحران، کشتهشدن نیروهای بیشتر آمریکایی یا حمله موفق ایران به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی یا امارات متحده عربی هستند.
دور سوم درگیریهای آمریکا و ایران چگونه آغاز شد؟
درباره تاریخ دقیق آغاز مرحله اخیر ابهام محدودی وجود دارد. ادبیات عملیاتی سنتکام نشان میدهد کارزار جدید حدود شب ۱۱ تا ۱۲ ژوئیه آغاز شده است، زیرا ایالات متحده عملیات ۱۳ ژوئیه را سومین شب متوالی حملات توصیف کرد. بااینحال، برای حفظ انسجام تحلیلی، دوره اصلی گزارش ۱۳ تا ۱۹ ژوئیه را پوشش میدهد و تحولاتی که در ساعات اولیه ۲۰ ژوئیه در دسترس قرار گرفتند، فقط بهعنوان تازهترین بهروزرسانی استفاده شدهاند. طبق اطلاعات موجود، این دور جدید در پی حملات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی به کشتی های باری ای انجام شد که در حال عبور از تنگه هرمز بودند. در ابتدا نیز یک کشتی با پرچم سنگاپور مورد حمله قرار گرفت.
این دور سوم با یک تبادل تلافیجویانه منفرد تفاوت دارد. ترکیب حملات هوایی مکرر آمریکا، اجرای محاصره دریایی، تحریمهای اقتصادی و حملات ایران در چند کشور، از وجود یک کارزار فشار مستمر حکایت دارد.
جدول زمانی تشدید تنش از ۱۳ تا ۱۹ ژوئیه
- ۱۳ ژوئیه
حملات ایالات متحده بوشهر، چابهار، جاسک، کنارک، ابوموسی و بندرعباس را هدف قرار دادند. موشکهای ایران نیز بنا بر گزارشها به دو نفتکش اماراتی در آبهای عمان اصابت کردند. این تحولات از نظر راهبردی اهمیت داشتند، زیرا رویارویی را به یک بحران همزمان هوایی، دریایی و کشتیرانی تجاری گسترش دادند.
- ۱۴ ژوئیه
همزمان با ازسرگیری محاصره دریایی، نیروهای آمریکایی دهها هدف در نزدیکی تنگه هرمز را مورد حمله قرار دادند. ایالات متحده همچنین شبکه کشتیرانی مرتبط با محمدحسین شمخانی را تحریم کرد. بهاینترتیب، واشنگتن نیروی نظامی را با فشار دریایی و مالی ترکیب کرد.
- ۱۵ ژوئیه
حملات آمریکا جزیره تنب بزرگ، بندرعباس و تأسیسات فرماندهی و نظارتی ایران را هدف قرار دادند. یک هواپیمای آمریکایی نیز کشتی M/T Belma را پس از آنکه بنا بر ادعای آمریکا هشدارهای مربوط به محاصره را نادیده گرفت، از کار انداخت. این اقدام نشان داد که اجرای محاصره از تغییر مسیر کشتیها به از کار انداختن شناورهای غیرهمکار گسترش یافته است.
- ۱۶ ژوئیه
عملیات آمریکا سامانههای پدافند هوایی، مراکز نظارت ساحلی، زیرساختهای لجستیک نظامی و تواناییهای دریایی ایران را هدف قرار داد. در نتیجه، فهرست اهداف آمریکا از سامانههای پرتاب فوری به زیرساختهای پشتیبانی عمیقتر گسترش یافت.
- ۱۷ ژوئیه
حملات ایران کویت، بحرین و قطر را تحت تأثیر قرار دادند و ایالات متحده نیز هفتمین شب متوالی حملات خود را تکمیل کرد. ایران با تحمیل هزینه به کشورهای خلیج فارس که میزبان تجهیزات و داراییهای آمریکا هستند، دامنه جغرافیایی درگیری را گسترش داد.
- ۱۸ ژوئیه
کشتهشدن دو نظامی آمریکایی در اردن تأیید شد. نیروهای آمریکا مواضع مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار دادند و کویت نیز از حملات بیشتر و آسیبدیدن یک تأسیسات نفتی خبر داد. تلفات نیروهای آمریکایی خطر تشدید اقدامات تلافیجویانه را بهطور قابلتوجهی افزایش داد.
- ۱۹ ژوئیه
بقایایی در محل حمله اردن پیدا شد. در رویدادی جداگانه، یک نظامی دیگر آمریکایی در عراق هنگام خنثیسازی مهمات ایرانی جان باخت. همزمان، تردد نفتکشها از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافت. درگیری بهطور فزایندهای بر امنیت نیروها، لجستیک انرژی و اعتماد به کشتیرانی تأثیر گذاشت.
راهبرد نظامی و الگوی هدفگیری آمریکا
ایالات متحده یک راهبرد تکرارشونده سرکوب هوایی و دریایی را با تمرکز بر جنوب ایران و تنگه هرمز به کار گرفت. بر اساس بیانیههای سنتکام، گروههای اصلی اهداف شامل موارد زیر بودند:
- سامانههای دفاع ساحلی
- سایتهای موشکهای بالستیک و کروز
- تأسیسات و انبارهای پهپادی
- سامانههای پدافند هوایی
- مراکز فرماندهی
- تأسیسات نظارت ساحلی
- زیرساختهای لجستیک نظامی
- انبارهای زیرزمینی تسلیحات
- تواناییهای دریایی ایران
مکانهای نامبردهشده شامل بوشهر، چابهار، جاسک، کنارک، ابوموسی، بندرعباس، جزیره تنب بزرگ و جزیره قشم بودند.
بیشتر بیانیههای رسمی بهطور کلی از مهمات هدایتشوندهای نام بردند که توسط جنگندهها، پهپادها و کشتیهای جنگی به کار گرفته شدند. یک استثنای مهم در ۱۵ ژوئیه رخ داد؛ زمانی که آمریکا رسماً تأیید کرد برای از کار انداختن کشتی M/T Belma در جریان اجرای محاصره از موشکهای هلفایر استفاده شده است.
اهمیت محاصره دریایی
محاصره از نظر راهبردی بهاندازه حملات هوایی اهمیت دارد. این اقدام نشان میدهد هدف واشنگتن فراتر از تضعیف سامانههای نظامی ایران است و انزوای اقتصادی ایران از طریق فشار دریایی را نیز شامل میشود. سنتکام اعلام کرد کشتیهایی که به مقصد یا از مبدأ بنادر و مناطق ساحلی ایران حرکت میکنند، مشمول اجرای محاصره خواهند بود؛ اما حملونقل بشردوستانه پس از بررسی میتواند ادامه پیدا کند.
نیروهای آمریکایی در جریان محاصره قبلی میان آوریل و ژوئن، بنا بر گزارشها، بیش از ۱۴۰ کشتی همکار را تغییر مسیر دادند، ۹ کشتی غیرهمکار را از کار انداختند و اجازه عبور بیش از ۵۰ کشتی تجاری حامل محمولههای بشردوستانه را صادر کردند.
بنابراین، ازسرگیری محاصره نشاندهنده بازگشت یک سازوکار فشار تثبیتشده است و نه اجرای سیاستی کاملاً جدید.
راهبرد تلافیجویانه ایران
پاسخ ایران از سه لایه بههمپیوسته تشکیل شده بود.
۱. فشار بر کشتیرانی
ایران به تهدید یا حمله علیه تردد دریایی در تنگه هرمز و اطراف آن ادامه داد. حوادث گزارششده شامل حملات موشکی به دو نفتکش اماراتی، تلاش برای متوقفکردن کشتیهای متهم به نقض محدودیتهای ایران و شلیک یک موشک کروز ساحلبهدریا به سمت یک کشتی آمریکایی در شمال اقیانوس هند بودند.
۲. حملات منطقهای
ایران پاسخ خود را در چند کشور منطقهای همسو با آمریکا پراکنده کرد. حملات، تلاش برای حمله یا وضعیت هشدار در کشورهای زیر گزارش شد:
- کویت
- بحرین
- اردن
- قطر
- عربستان سعودی
اهداف گزارششده شامل کمپ عریفجان و پایگاه هوایی علیالسالم در کویت، تأسیساتی در پایگاه هوایی شیخ عیسی در بحرین و مواضعی در اردن بودند.
۳. زیرساختهای اقتصادی و مجاور مناطق غیرنظامی
عملیات ایران بهطور فزایندهای زیرساختهایی فراتر از اهداف کاملاً نظامی را تحت تأثیر قرار داد. نمونههای مهم شامل یک نیروگاه برق و تأسیسات آبشیرینکن در کویت، یک تأسیسات نفتی و نفتکشهای تجاری بودند. این الگو نشان میدهد هدف اصلی ایران دستیابی به پیروزی متعارف در میدان نبرد نیست. به نظر میرسد راهبرد تهران برای افزایش هزینه منطقهای، سیاسی و اقتصادی ادامه فشار نظامی آمریکا طراحی شده باشد.
تهران با هدف قرار دادن پایگاههای کشورهای شریک آمریکا، کشتیرانی تجاری و زیرساختهای حیاتی، معماری پشتیبان عملیات منطقهای آمریکا را به چالش میکشد. این ارزیابی، استنباطی مبتنی بر الگوی گزارششده هدفگیری است و نباید بهعنوان اعلام رسمی راهبرد ایران تلقی شود.
تلفات و خسارتهای فیزیکی
- ایالات متحده
دو نظامی آمریکایی در اردن کشته شدند و یک نظامی دیگر ابتدا مفقود اعلام شد؛ اما بعداً بقایای شناسایینشدهای پیدا شد. چهار نظامی نیز برای دریافت خدمات پزشکی تخلیه شدند. در حادثهای جداگانه در عراق، یک نظامی آمریکایی هنگام خنثیسازی مهمات منفجرنشده کشته و یک نفر دیگر زخمی شد. خسارتهای گزارششده عمدتاً با حملات ایران به مواضع منطقهای آمریکا و خطرات ناشی از پهپادهای سرنگونشده مرتبط بودند.
- ایران
رسانههای دولتی ایران گزارش دادند که سه نفر در هرمزگان کشته و هشت نفر دیگر زخمی شدند. آمار گستردهتر، شامل دستکم ۵۰ کشته و بیش از ۵۰۰ زخمی، همچنان در حد ادعاهای رسمی ایران باقی ماند و در گزارشهای مورد استناد بهطور مستقل تأیید نشد. همچنین خسارتهایی به سایتهای نظامی، پلها، یک تونل جادهای، سامانههای ساحلی و زیرساختهای اطراف بندرعباس و دیگر مناطق جنوبی گزارش شد.
- کشورهای خلیج فارس و غیرنظامیان
مجروحشدن چند نفر در دو نفتکش گزارش شد و یک کودک در قطر نیز بر اثر ترکشهای ناشی از رهگیری موشک زخمی شد. همچنین بنا بر گزارشها، شماری از آتشنشانان و کارکنان بخش نفت کویت مجروح شدند. خسارتهای فیزیکی نیز دو نفتکش، یک تأسیسات تولید برق و آبشیرینکن در کویت و یک تأسیسات نفتی کویت را شامل شدند.
گزارش تلفات همچنان ناقص است. آمارهای اعلامشده از سوی دولتها یا رسانههای دولتی ممکن است ترکیبهای متفاوتی از غیرنظامیان، نیروهای نظامی و کارکنان خدمات اضطراری را شامل شوند.
واکنش بینالمللی
واکنشهای بینالمللی عمدتاً دیپلماتیک و اقتصادی باقی ماندند و هنوز به مرحله مداخله عملیاتی نرسیدند.
- سازمان ملل متحد
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، نسبت به ازسرگیری رویارویی ابراز نگرانی کرد و خواستار مذاکره شد. مقامهای سازمان ملل همچنین خطر حملات به زیرساختهای غیرنظامی را برجسته کردند.
- بریتانیا، فرانسه و آلمان
سه کشور اروپایی حملات ایران به کشتیرانی تجاری و کشورهای منطقه را محکوم کردند، بار دیگر بر آزادی کشتیرانی تأکید کردند و خواستار احیای آتشبس و بازگشت به مذاکرات شدند.
- اتحادیه اروپا
شورای امور خارجی اتحادیه اروپا درباره ایران، تنگه هرمز و هماهنگی با شرکای خلیج فارس گفتوگو کرد. در خلاصه عمومی بررسیشده، بسته تحریمی جدیدی در سطح اتحادیه اروپا که مشخصاً به این مرحله از درگیری مربوط باشد اعلام نشد. این موضوع نشان میدهد اتحادیه اروپا همچنان بر تثبیت شرایط تمرکز دارد.
- قطر
قطر ضمن محکومکردن حملات علیه قلمرو خود و کشورهای همسایه، همچنان از اجرای تفاهم قبلی آمریکا و ایران و بازگشت به گفتوگو حمایت کرد. این موضع دوگانه به قطر اجازه میدهد ضمن دفاع از منافع امنیتی خود، نقش احتمالی خود بهعنوان میانجی را حفظ کند.
- تحریمهای ایالات متحده
واشنگتن عملیات نظامی را با اقدامات اقتصادی جدید ترکیب کرد. وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهایی را علیه یک شبکه گسترده کشتیرانی مرتبط با محمدحسین شمخانی اعمال کرد و سپس شبکهای را هدف قرار داد که به حمایت از تأمین تسلیحاتی سپاه پاسداران متهم شده بود. استفاده همزمان از حملات هوایی، اجرای محاصره و تحریمها نشان میدهد ایالات متحده یک کارزار فشار چندبعدی را دنبال میکند.
تأثیر بر قیمت نفت
نفت شدیدترین واکنش فوری بازار را تجربه کرد. قیمت نفت برنت از ۷۶.۰۱ دلار در ۱۰ ژوئیه به ۸۳.۳۰ دلار در ۱۳ ژوئیه، ۸۴.۹۵ دلار در ۱۵ ژوئیه، ۸۴.۲۳ دلار در ۱۶ ژوئیه و ۸۸.۱۰ دلار در ۱۷ ژوئیه رسید. قیمت این شاخص در اواخر ۱۹ یا اوایل ۲۰ ژوئیه نیز به حدود ۹۰ دلار افزایش یافت. حرکت قیمت از ۷۶.۰۱ دلار به حدود ۹۰ دلار، افزایشی نزدیک به ۱۸.۴ درصد را نشان میدهد.
این روند صعودی بازتاب چند ریسک همزمان بود:
- احتمال اختلال در تردد تنگه هرمز
- افزایش هزینه بیمه دریایی
- تهدید زیرساختهای انرژی خلیج فارس
- ریسک صادرات عربستان سعودی و امارات متحده عربی
- افزایش هزینههای حملونقل و امنیت
تا زمانی که محاصره و تبادل نظامی ادامه داشته باشند، قیمت نفت میتواند در سطوح بالا باقی بماند. حمله موفق به زیرساختهای اصلی تولید یا صادرات عربستان سعودی یا امارات متحده عربی میتواند صرف ریسک بسیار بزرگتری ایجاد کند.
احساسات بازار نفت: صعودی، اما بهشدت حساس به اخبار.
تأثیر بر بازارهای جهانی سهام
شاخص S&P 500 از ۷٬۵۷۵.۳۹ واحد در ۱۰ ژوئیه به ۷٬۴۵۷.۶۹ واحد در ۱۷ ژوئیه کاهش یافت که معادل افت حدود ۱.۵۵ درصدی بود. این کاهش قابلتوجه بود، اما بهصورت بینظم اتفاق نیفتاد. بازارها تعطیلی فوری تمام صادرات انرژی خلیج فارس یا آغاز یک جنگ منطقهای کنترلناپذیر را قیمتگذاری نکردند.
ضعف بازار سهام همچنین با فشار بر سهام فناوری و شرکتهای نیمهرسانا همزمان بود. این شرایط نشان میدهد ریسک ژئوپلیتیک، ساختار از قبل آسیبپذیر بازار را تشدید کرد و تنها عامل افت سهام نبود. بازارهای سهام خلیج فارس فشار مستقیمتری را تجربه کردند. بر اساس ارقام گزارششده، بازار سهام قطر ۱.۵ درصد، بحرین ۱.۲ درصد، کویت ۰.۴ درصد و مصر ۰.۷ درصد کاهش یافتند.
احساسات بازار سهام جهانی: محتاطانه نزولی.
تأثیر بر دلار آمریکا
شاخص دلار آمریکا از ۱۰۰.۹۶ در ۱۰ ژوئیه به ۱۰۰.۷۶ در ۱۷ ژوئیه کاهش یافت که افتی حدود ۰.۲ درصدی را نشان میدهد. اگرچه دلار در کل این دوره افزایش نیافت، تقاضای پناهگاه امن با تشدید درگیریها زیان آن را محدود کرد. دادههای تورمی ضعیفتر آمریکا مانع رشد قدرتمندتر دلار شدند، درحالیکه عدم قطعیت ژئوپلیتیک احتمال افت شدیدتر آن را کاهش داد.
احساسات بازار دلار آمریکا: خنثی تا نسبتاً صعودی در صورت تشدید بیشتر بحران.
تأثیر بر بازار گاز طبیعی
این درگیری تأثیرات متفاوتی بر بازارهای منطقهای گاز طبیعی داشت. قراردادهای آتی گاز طبیعی اروپا به بالاترین سطح خود از ماه مارس رسیدند، زیرا معاملهگران احتمال اختلال در حملونقل گاز طبیعی مایع و افزایش هزینههای انتقال را در نظر گرفتند.
در مقابل، قراردادهای آتی گاز طبیعی هنری هاب آمریکا به سمت پایینترین سطح دوماهه حرکت کردند، زیرا شرایط عرضه داخلی همچنان نسبتاً مناسب بود. دادههای تأخیری بورس کالای شیکاگو نشان داد قیمت هنری هاب در ۱۹ ژوئیه نزدیک به ۲.۹۱۶ دلار بهازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا قرار داشت.
این واگرایی نشان میدهد اروپا و واردکنندگان آسیایی گاز طبیعی مایع، در مقایسه با بازار داخلی گاز آمریکا، بیشتر در معرض پیامدهای دریایی بحران قرار دارند.
ریسکهای کشتیرانی و بیمه
کشتیرانی و بیمه، خارج از بازار نفت، از جمله حوزههایی بودند که بیشترین تأثیر را از بحران پذیرفتند. هزینه بیمه ریسک جنگ برای کشتیهای فعال در خلیج فارس بنا بر گزارشها از حدود ۲ درصد به نزدیک ۳ درصد ارزش کشتی افزایش یافت. این تغییر معادل رشد حدود ۵۰ درصدی نرخهای اعلامشده برای بیمه بدنه کشتی در برابر ریسک جنگ بود.
تردد نفتکشها نیز بهشدت کاهش یافت. در یکی از روزهای اخیر تنها سه مورد عبور ثبت شد که پایینترین سطح از ماه مه بود. بااینحال، مجموع صادرات نفت خام خلیج فارس در ماه ژوئیه همچنان بالاتر از سطح ژوئن باقی ماند، زیرا صادرکنندگان در اوایل ماه حجم محمولههای خود را افزایش داده بودند.
ترکیب افزایش حق بیمه، طولانیترشدن مسیرها، هزینههای امنیتی و تأخیرها در نهایت میتواند بر حوزههای زیر تأثیر بگذارد:
- قیمت نفت خام
- قیمت فرآوردههای نفتی
- حملونقل گاز طبیعی مایع
- هزینه جهانی حمل بار
- تورم مصرفکننده
- حاشیه سود شرکتها
سه سناریوی کوتاهمدت
تبادل محدود اما مستمر؛ احتمال ۵۰ درصد
محتملترین سناریو، ادامه یک تبادل محدود اما مستمر میان ایالات متحده و ایران با احتمال برآوردی ۵۰ درصد است. در این سناریو، ایالات متحده حملات خود علیه تأسیسات ساحلی ایران و اهداف مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را ادامه میدهد. همزمان، ایران نیز حملات حسابشده خود را علیه پایگاههای منطقهای، کشتیرانی تجاری و برخی زیرساختهای منتخب حفظ میکند. اگرچه تبادل حملات نظامی ادامه مییابد، هر دو طرف تلاش میکنند از تبدیل این رویارویی به یک جنگ منطقهای تمامعیار جلوگیری کنند.
توقف با میانجیگری یا آتشبس جزئی؛ احتمال ۲۰ درصد
احتمال توقف درگیریها با میانجیگری یا احیای جزئی آتشبس حدود ۳۰ درصد برآورد میشود. در این سناریو، قطر یا عمان میتواند توافقی درباره حملات نظامی، مقررات کشتیرانی و نحوه اجرای محاصره دریایی آمریکا میانجیگری کند. چنین توافقی میتواند درگیریهای فوری را کاهش دهد و شرایط کشتیرانی در اطراف تنگه هرمز را بهبود بخشد؛ اگرچه تحریمهای موجود علیه ایران همچنان برقرار خواهند ماند.
گسترش منطقهای و جنگی فراگیرتر؛ احتمال ۳۰ درصد
احتمال گسترش منطقهای درگیریها و آغاز جنگی فراگیرتر حدود ۲۰ درصد برآورد میشود. این سناریو میتواند در پی حمله گسترده ایران به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی یا امارات متحده عربی، افزایش تلفات نیروهای آمریکایی یا گسترش حملات علیه زیرساختهای راهبردی شکل بگیرد. چنین تحولاتی ممکن است کشورهای بیشتری را وارد رویارویی کنند، اختلال عمیقتری در صادرات انرژی و کشتیرانی ایجاد کنند و واکنش ریسکگریزی بسیار شدیدتری را در بازارهای مالی جهانی به همراه داشته باشند. این احتمالات برآوردهای تحلیلی هستند و پیشبینیهای رسمی محسوب نمیشوند.
مهمترین محرکهای تشدید بحران
یک حمله عادی دیگر آمریکا به جنوب ایران لزوماً ماهیت درگیری را تغییر نخواهد داد، زیرا چنین عملیاتی اکنون به بخشی از الگوی جاری تبدیل شده است. محرکهای خطرناکتر عبارتاند از:
- حمله ایران به یکی از کشورهای خلیج فارس با تلفات انسانی گسترده
- کشتهشدن تعداد بیشتری از نیروهای نظامی آمریکا
- حمله موفق به زیرساختهای نفتی عربستان سعودی یا امارات متحده عربی
- اختلال قابلتوجه در تردد تنگه هرمز
- گسترش حملات به زیرساختهای راهبردی مجاور مناطق غیرنظامی
- آغاز کارزار جدید اختلالآفرینی در دریای سرخ
- محاسبه اشتباه در ارتباط با تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای
محرکهای احتمالی تنشزدایی
یک مسیر دیپلماتیک معتبر احتمالاً به چند تحول نیاز خواهد داشت:
- ایران حملات خود علیه کشورهای خلیج فارس را متوقف کند.
- آمریکا حملات شبانه خود را کاهش دهد یا متوقف کند.
- قطر یا عمان یک توافق فنی دریایی ایجاد کند.
- هر دو طرف درباره رویههای کشتیرانی بشردوستانه به توافق برسند.
- مذاکرات دامنه محاصره دریایی را مشخص کنند.
- چارچوب آتشبس قبلی بهطور جزئی احیا شود.
حتی در صورت دستیابی به یک توقف درگیری با میانجیگری، تحریمهای آمریکا احتمالاً همچنان برقرار خواهند ماند.
چشمانداز بازار
این درگیری همچنان یک ریسک ژئوپلیتیک مهم برای نفت، کشتیرانی و داراییهای منطقهای است. بااینحال، واکنش بازار نشان میدهد سرمایهگذاران در شرایط فعلی اختلالی طولانیمدت را قیمتگذاری میکنند و نه وقوع فوری یک جنگ منطقهای تمامعیار را.
سناریوی پایه، ادامه تبادل محدود اما مستمر است. در این سناریو:
- نفت برنت از صرف ریسک ژئوپلیتیک حمایت میشود.
- هزینه کشتیرانی و بیمه در خلیج فارس بالا باقی میماند.
- بازارهای سهام جهانی در برابر اخبار منفی آسیبپذیر باقی میمانند.
- سهام شرکتهای دفاعی و برخی شرکتهای انرژی ممکن است عملکرد بهتری داشته باشند.
- شرکتهای هواپیمایی، حملونقل و صنایع انرژیبر با هزینههای بیشتری روبهرو میشوند.
- دلار آمریکا بهصورت دورهای از تقاضای پناهگاه امن حمایت میگیرد.
- در صورت افزایش انتظارات مربوط به تشدید بحران، طلا میتواند تقویت شود.
یک آتشبس جزئی احتمالاً بخشی از صرف ریسک ژئوپلیتیک نفت را از بین خواهد برد. در مقابل، حمله موفق به زیرساختهای اصلی انرژی خلیج فارس میتواند باعث افزایش شدید دیگری در قیمت نفت و شکلگیری موج عمیقتری از ریسکگریزی در بازارهای جهانی شود.
جمعبندی
دور سوم درگیریهای آمریکا و ایران به چیزی فراتر از یک تبادل محدود حملات تلافیجویانه تبدیل شده است. ایالات متحده عملیات هوایی و دریایی را با تحریمها و اجرای محاصره ترکیب میکند، درحالیکه ایران تلاش دارد از طریق حملات منطقهای، فشار دریایی و تهدید زیرساختهای مرتبط با انرژی، هزینه این کارزار را افزایش دهد. درگیری همچنان محدود باقی مانده است، اما مرزهای آن ثبات کمتری پیدا میکنند. کشتهشدن نیروهای آمریکایی، حملات مؤثر بر زیرساختهای خلیج فارس و کاهش اعتماد به کشتیرانی در تنگه هرمز، احتمال محاسبه اشتباه را افزایش دادهاند.
برای بازارهای مالی، تنگه هرمز همچنان کانال اصلی انتقال ریسک است. تا زمانی که صادرات انرژی ادامه داشته باشد، بازارها ممکن است حوادث نظامی مکرر را بدون ورود به مرحله وحشت کامل جذب کنند. بااینحال، اختلال جدی در صادرات عربستان سعودی یا امارات متحده عربی میتواند این رویارویی را بهسرعت از یک بحران امنیتی منطقهای به یک شوک جهانی تورم و رشد اقتصادی تبدیل کند.
پرسشهای متداول
دور سوم درگیریهای آمریکا و ایران چیست؟
این عبارت به مرحله جدید تقابل نظامی اشاره دارد که پس از فروپاشی آتشبس ژوئن ۲۰۲۶ شکل گرفت. این دور شامل حملات مکرر آمریکا، احیای محاصره دریایی و حملات ایران علیه مواضع نظامی منطقهای، کشتیرانی و زیرساختها است.
دور سوم درگیریهای آمریکا و ایران چه زمانی آغاز شد؟
ادبیات عملیاتی رسمی آمریکا نشان میدهد کارزار اخیر حدود شب ۱۱ تا ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶ و در جواب به حملات ایران به کشتی های باری در تنگه هرمز، که ناقض آتش بس بود آغاز شد. دوره اصلی بررسیشده در این گزارش ۱۳ تا ۱۹ ژوئیه است.
چرا تنگه هرمز برای مناقشه آمریکا و ایران اهمیت دارد؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است. اختلال نظامی، محدودیتهای بیمه یا حمله به کشتیها میتواند بر عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع تأثیر بگذارد.
آمریکا چه اهدافی را در ایران مورد حمله قرار داد؟
آمریکا پدافند ساحلی، تأسیسات موشکی و پهپادی، سامانههای پدافند هوایی، سایتهای نظارتی، مراکز فرماندهی، زیرساختهای لجستیک، انبارهای تسلیحاتی و تواناییهای دریایی را در جنوب ایران و جزایر اطراف هدف قرار داد.
ایران چگونه به حملات آمریکا پاسخ داد؟
ایران از موشکها و پهپادها علیه مواضع منطقهای مرتبط با آمریکا، کشتیهای تجاری و زیرساختهای کشورهای خلیج فارس استفاده کرد. این کشور همچنین اقدامات فشارآمیز علیه تردد دریایی را ادامه داد.
درگیری آمریکا و ایران چه تأثیری بر نفت برنت داشت؟
نفت برنت از ۷۶.۰۱ دلار در ۱۰ ژوئیه به حدود ۹۰ دلار در اواخر ۱۹ یا اوایل ۲۰ ژوئیه رسید که افزایشی حدود ۱۸.۴ درصدی را نشان میدهد.
آیا مناقشه آمریکا و ایران میتواند قیمت نفت را بیشتر افزایش دهد؟
بله. افزایش تلفات نیروهای آمریکایی، اختلال عمده در تنگه هرمز یا حمله موفق به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی یا امارات متحده عربی میتواند باعث رشد قابلتوجه دیگری در قیمت نفت شود.
آیا آتشبس میان آمریکا و ایران همچنان ممکن است؟
توقف درگیری با میانجیگری، بهویژه از طریق قطر یا عمان، همچنان امکانپذیر است. چنین سناریویی احتمالاً مستلزم توقف حملات ایران به کشورهای خلیج فارس و توافقی برای محدودکردن حملات و نحوه اجرای محاصره آمریکا خواهد بود.
محتملترین سناریوی کوتاهمدت چیست؟
محتملترین سناریو، ادامه یک تبادل محدود اما مستمر شامل حملات بیشتر آمریکا و پاسخ حسابشده ایران است، بدون آنکه درگیری بلافاصله به یک جنگ منطقهای تمامعیار تبدیل شود.
بزرگترین ریسک برای بازارهای مالی جهانی چیست؟
بزرگترین ریسک، اختلال عمده در صادرات انرژی خلیج فارس است. چنین اختلالی میتواند قیمت نفت، انتظارات تورمی و هزینههای حملونقل را افزایش دهد و همزمان بازارهای سهام جهانی را تضعیف کند.
----------------------------------------------------------------------------
منابع
- انتشارات رسمی فرماندهی مرکزی آمریکا
- رویترز؛ حملات آمریکا و حمله به نفتکشها در اطراف تنگه هرمز
- رویترز؛ حملات زیرساختی و ریسکهای کشتیرانی در تنگه هرمز
- بیانیه سه کشور اروپایی درباره حملات ایران
- شورای امور خارجی اتحادیه اروپا
- وزارت امور خارجه قطر
- بیانیههای مطبوعاتی سازمان ملل متحد
- اطلاعیههای تحریمی وزارت خزانهداری آمریکا
این مطلب صرفاً با هدف اطلاعرسانی و تحلیل تهیه شده است و توصیه سرمایهگذاری محسوب نمیشود.


Comments